تبلیغات
طوفان واژه ها
طوفان واژه ها
لبیک یا حسین (ع)
احساس تکلیف در مقابل تهاجم فرهنگی علت اصلی راه اندازی وبلاگ طوفان واژه ها شد تا ان شا الله با کمک خداوند بتوانیم به وظیفه و تکالیف خود عمل کنیم.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، حادثه‌ی هفتم تیر ماه سال ۱۳۶۰ را حادثه‌ای بزرگ و حاوی درس‌ها و عبرت‌ها خواندند و با گلایه از کم‌کاری‌ها برای معرفی رویدادها و حوادث مهم انقلاب اسلامی و شهدا به نسل امروز خاطرنشان کردند: بعد از گذشت ۳۵ سال هنوز یک فیلم سینمایی یا یک نمایش یا یک رمان درباره‌ی حادثه‌ی هفتم تیر و شهید بهشتی و شهدای این حادثه نداریم و اگر این حادثه تاکنون زنده مانده است، فقط به دلیل روحیه‌ی انقلابی خود مردم است.
ایشان با اشاره به نگارش کتاب‌های مربوط به عملیات و شهدای دوران دفاع مقدس، همه‌ی مردم به‌ویژه جوانان را به مطالعه‌ی دقیق این کتاب‌ها توصیه کردند و گفتند: اگرچه در این زمینه کتاب‌های زیادی به رشته‌ی تحریر درآمده است اما هنوز زمینه‌ی نگارش کتاب‌های بسیاری درباره‌ی ابعاد و زوایای مختلف دفاع مقدس و شهیدان والامقام جنگ وجود دارد، زیرا رفتار، گفتار و نحوه‌ی حرکت هر یک از شهدا، دریچه‌ای به سوی یک دنیای معرفتی است
.


ادامه مطلب





بحث های اخیر اطرافم و فیلم اکران شده و کار ارزشمند نقاشی که عکس حاج احمد متوسلیان را به رهبرم هدیه داد من را به فکر فرو برد که کشورم ایران در این بیست سال در غیاب حاج احمد چه تغییری کرده؟! وقتی خبر زنده بودنش را بعد از این همه سال شنیدم به این فکر فرو رفتم اگر باز گردند چه جوابی داریم برای ، همه ی  آنچه به خاطرش گذشت و رفت که آن ها باقی بمانند ... 
آنان که حق پاسداری را به حق بجا آوردند ...ما چقدر از اهدافشان پاسداری کردیم ؟  رویمان میشود سرمان را بالا بگیریم بگوییم این همان ایرانی است که رفتید تا بماند ..؟!  رویمان می شود تا بگوییم تلاش کردیم و آنچه دیگران نداشتند را بدست آوردیم و به راحتی سر حرف روباهی مکار قلب آن را با سیمان پر کردیم ...رویمان میشود که بگوییم صدای هل من ناصر فرزند فاطمه را شنیدیم سرمان را در برف های روزمرگی زندگی فرو بردیم ؟!  رویمان میشود بگوییم حاج احمد درد را تحمل کردی که مبادا بعد از به هوش آمدن رازی از اسرار مملکت را فاش کنی حالا به راحتی اهداف ممکلت را تقدیم دشمن می کنیم ...؟!  
این کشور دیگر ایران گذشته نیست حاج احمد ... دیگر کم پیدا میشوند مردانی چون شما ...ولی هنوز هستند و انگشت شمارن ...آقا تنهاست و شاید آن نقاش هم این تنهایی را درک کرده بود که آقا آنچنان به گرمی در آغوشش میفشردتان ... 
شرمنده که درغیابتان نتوانستیم باری از روی دوش آقایمان بر داریم ... شرمنده که تنواستیم آنگونه باشیم که باید ... هر چند این سال ها این کلمه هم قداست خود را از دست داده است ،شرمنده ایم ...!!!!




نوشته شده در تاریخ جمعه 4 تیر 1395 توسط تیم دوستی
طبقه بندی: جوانان 
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin